http://astara2.pib.ir/

قالب سه ستون

قالب سه ستون

یک قالب برای وبلاگهای حجیم

قالب سه ستون

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات






لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " قالب سه ستون " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
                                                   
آرشیو تماس با ما


رسانه گریزی طراح جامعه باز

 

 

 

کارل ریموند پوپر (Karl raimund Popper) از تاثیر گذار ترین فلاسفه در اندیشه انسان معاصر به شمار می آید. حتی اگر تنها اثر برجای مانده از او کتاب معروف «جامعه باز» می بود، باز هم تعریف گفته شده در مورد وی صدق می کرد.

آنچه در این یادداشت موضوع توجه نگارنده است، آثار و اندیشه پاپر نیست بلکه برداشتی از زندگی شخصی اوست. جالب آن است که پوپر به عنوان طراح جامعه باز (open society) که قلم فرسایی مفصلی در گشایش انسدادهای اجتماعی نموده است، خود نه تلوزیون داشته است، نه رادیو گوش میداده و نه روزنامه ای می خوانده!

او در مصاحبه با «هِرلینده کولبل» که توسط خسروناقد ترجمه شده است می گوید «هیچ روزنامه ای را مشترک نیستم؛ فقط چند نشریه علمی و تخصصی به‌دستم می‌رسد. تلویزیون هم ندارم و شاید در طول سال یک دوبار به‌رادیو گوش دهم. حال شما علتش را می‌خواهید بدانید؟ برای آنکه اوقاتم به‌هدر نرود و تا حدی زیادی هم از دردسر و ناراحتی به‌کنار بمانم»

پیش از خواند این مصاحبه، در اندیشه های شخصی ام بر این باور بودم که «رسانه، افیون شهروند جامعه اطلاعاتی» است. چند هفته ای هست که یادداشتهایی را در این بحث جمع می کنم به این امید که مجالی باشد برای تحریر مقاله ای به همین نام، آنچنان که یادداشت «دانایی یا دون آیی» متاثر از همین نگرش بود. به همین مطالعه این مصاحبه بسیار لذت بخش و قابل توجه بود.

واقعا چرا کارل پوپر، به عنوان طراح جامعه باز و با اشراف بر این جمله رایج که «رسانه» به عنوان رکن جامعه مطلوب او به شمار می رود، خود برای پرهیز از ناراحتی و دردسر، از تمام رسانه ها دوری می جست؟


رضا 1387/7/26 ارسال نظر تعداد نظرات: [2] نظر بدهید!

تست :: آفتابلاگ

در پهنای بی کرانه تفکر از خویش به کیش خواهم رسید تا از دالان پرخروش محبت اب حضور را برداشت کنم و در این میان جبیره ی فراق را بر دل خواهم زد و به مثال چوک و هزاردستان در بهشت اشتیاق نغمه ی اشنایی را سر خواهم داد و با گامهای سره به دنبال تلالو زرنگار انتظار از پل جنون راهی جزیره مجنون خواهم گشت و سوار بر بادهای بی اقلیم حماسی از کنار پنجره های تجلی به سوی دیار تحیر کوچ خواهم نمود و توشه ره را در کوله پشتی معراج از خلعت فنا؛ خوشه معنا و اب استغنا پر خواهم داشت تا حماسه ی جود الهی را با نگاهی فارغ از نگاه جمادی احساس نمایم و در این حال فضاله ی قدح را به رسم رندانگی در کیش عروج خواهم نوشید و به مثال عشاقان دیار وصل در گود کارزار الهی کباده ی مستی خواهم زد و فریاد هستی . تا شاید بدین سان سرسرای هبوط را جانی دوباره بخشم و کویر دل را در مسلخ عشق قربانی نمایم و طاق اسمان جاودانگی را با نقش تحیر ازین بندم و اذان عشق را در وقت ایمان جاری سازم تا صور منیع راحله ی تحول را با چشم دل احساس نمایم و به سهای اکبر در اسمان کرامات خداوند بالباب بدل گردم...


رضا 1387/7/26 ارسال نظر تعداد نظرات: [1] نظر بدهید!

صفحه بعد
صفحه قبل
آخرین مطالب ارسالی

رسانه گریزی طراح جامعه باز
تست :: آفتابلاگ
درباره وب
یک قالب برای وبلاگهای حجیم

آمار کاربران

بازديـد هاي امـروز : 0
بازديـد هاي ديـروز : 0
بازديد هاي هفتـه : 0
بـازديـد هـاي مـاه : 0
کــل بــازديــد هــا : 0

چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
coexter

لینک دوستان

بخش ویژه
POWERED BY
AftabBlog
ترجمه شده برای آفتابلاگ توسط:
ملکه


صفحه اصلي | آرشیو | مترجم قالب | تماس با ما




Design By ParsTheme & Translated For ATABBLOG By MALAKE


قالب وبلاگ